تبلیغات
دنیای فوتبال

اسلایدر


عكاسی که آتلیه شخصی اش نام خانوادگی شما را یدک می کشیده، آیا حالا که در مسئله ای غیرمرتبط با اخراجش پایش به میان آمده باید اینچنین آبروی خانوادگی اش وسط کشیده شود؟

علی دایی دلخور است که چرا تلویزیون جمهوری اسلامی شان او را نگه نداشته و باعث شده که این ستاره فوتبال ناچار به همکلامی با یک عکاس شود. اما این مرد دوست داشتنی از خود نمی پرسد که چرا پیش چشمان میلیون ها نفر وارد حریم زندگی شخصی یک نفر شده است؟


علی دایی؛ او ستودنی است. ستودنی برای اینکه نماد است، نماد فوتبال ایران. خواسته یا ناخواسته او یکی است مثل پله برای برزیلی ها، مارادونا برای آرژانتینی ها، اوزه بیو برای پرتغالی ها، بکن باوئر برای آلمانی ها و پلاتینی فرانسوی ها. او نماد علم گرایی هم هست برای فوتبال ما و البته از یک ماه قبل رفت تا شود منجی پاکسازی فوتبال مان اما خیلی زود جریانی که دایی باید لیدرش می شد به سوی زلال سازی فوتبال مان به انحراف کشیده شد.


همین امروز، علی دایی در کنفرانس مطبوعاتی اش پیش از بازی با داماش باری دیگر بر به خاکی افتادن مسیر پاکسازی فوتبال، دامن زد. او که می خواست از اتفاقی ناصواب بگوید حالا راست ایستاده تا شاید پای اطرافیانش وسط نباشد. اما او خود بهتر از همه می داند: «آنکه را حساب پاک است، از محاکمه چه باک است؟»


دایی باز از شب تلخ دوشنبه شب 90 می گوید. جایی که سرمربی پرسپولیس 4 ساعت وقت گذاشت تا یک سئوال را تکرار کند و به قول خودش در سیمای جمهوری اسلامی 4 ساعت به او آنتن داده شد تا پاسخگوی یک کمک داور و یک عکاس باشد.


او که مدام داشت تلاش می کرد ثابت کند اگر کسی را اخراج کرده به دلیل مشکلات اخلاقی بوده است با به میان کشیدن اسم منشی باشگاه، ارتباط و واژه هایی از این دست که سایه انداخته بود بر اتهام گرفتن پول از یک بازیکن که آن هم باید در مرجعی ذیصلاح اثبات شود.


اینکه مدیر راه آهن این اتهام را می پذیرفت که عکاسش را به دلایل اخلاقی اخراج کرده یا نه فرقی در آبرویی که از یک جوان و خانواده اش پیش چشمان پر بیننده ترین برنامه جمهوری اسلامی رفته ندارد. این خبطی است که دایی هنوز هم باورش ندارد.


اینکه به خود اجازه می دهد برای به اثبات رساندن حقانیتش آبروی یک عکاس یا یک منشی را ببرد و باز سر حرفش بماند و آنها را همین امروز دوباره تکرار کند: «اگر مدیر راه آهن جواب سئوال من را می داد تا مردم بدانند این عکاس را برای چه اخراج کردم، حتما مشخص می شد مشکلات از کجا بوده و این ها او را برای چه دوباره به تیم شان برگردانده اند.»  


حالا اصلا ادعای علی دایی درست و قبول. اصلا عکاس به دلیل مشکلات اخلاقی، به خاطر خانم «ب» ، «پ» یا اصلا «و» اخراج شده است. آقای دایی در این صورت یعنی باشگاه راه آهن این عکاس مشکل دار را برگردانده تا کارهای خلاف اخلاقش را ادامه دهد؟ پس اگر اینچنین هم باشد باز ارتباطی به مسئله پول و داوران پیدا نمی کند!


او که آتلیه شخصی اش نام خانوادگی شما را یدک می کشیده، 2 سال سایه به سایه کنارتان بوده وقتی سال قبل به هر دلیلی از سوی شما طرد می شود آیا حالا که در مسئله ای غیرمرتبط با اخراجش پایش به میان آمده باید اینچنین آبروی خانوادگی اش وسط کشیده شود؟


او که می گوید پولی را به خواست مولایی در تاریخ 29 آبان برای خانمی که شماره حسابش این روزها خیلی اهمیت پیدا کرده ریخته است، خانمی که دستیار شما ادعا کرده رابط محسن قهرمانی بوده است و آنها شماره حسابش را پاره کردند.


شماره حسابی که از سوی داور سرشناس به قهرمانی داده شده بود و خیلی اتفاقی همان روز عکاس باشگاه که هنوز در دایره دوستان شما بوده به حسابش پولی واریز کرده است و کاوش های اطلاعاتی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال این ادعا را ثابت کرده و نشان داده است تماس ها با تلفن همراه او در آن ساعات از سوی مولایی اتفاق افتاده، دو ماهی بعد از این اتفاق و به دلیلی دیگر اخراج شده است.


پس حتی اثبات اتهام اخلاقی شما هم دلیلی بر اینکه باید در پرونده اتهامات داوری، به دقت رفتار همه این افراد بررسی شود، نخواهد بود. کاش شما که پیش افتادید تا علمدار پاکسازی فوتبال شوید بگذارید تا یک بار حتی نزدیکان تان هم بازجویی شوند و این سایه شوم فساد از سر فوتبال مان برچیده شود.


آقای دایی، مدیران مسئول در فوتبال و ورزش کشور کاش برای حفظ اعتبار ملی مان هم که شده از مراجع صاحب صلاحیت قضایی می خواستید تا وارد شوند و یکبار برای همیشه چند نفری را مورد بازجویی های فنی و تطبیق اطلاعاتی قرار دهند تا مشخص شود اینجا در فوتبال مان چه خبر است تا دیگر عادل فردوسی پور و برنامه 90 هم ناچار نباشد در میان خواب دیگران نقش مفتش را بازی کند و اینچنین یکی از بدترین برنامه های تاریخش را به دلیل ورود به حریم شخصی زندگی افراد تجربه کند که اگر قرار به ورود به زندگی شخصی هر یک از اعضای این فوتبال باشد بی شک حرف های زیادی باقی می ماند و شما آقای دایی کاش در میان خشم و دلخوری تان همان طور که یکسال بر دیده ها یا شنیده هایت در مسائلی غیر فوتبالی چشک بسته بودی، صبوری می کردی و مسائلی بی ارتباط با مسئله فساد مالی را پیش نمی کشیدی تا اینچنین مسیر خواست به حق شما به مسیری انحرافی کشیده نشود و دم کلفت های این قصه فرصتی برای آسوده خاطر شدن، نداشته باشند.